الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
479
إحياء علوم الدين ( فارسى )
بلكه همه را به خداى تعالى خواند ، و بديشان نمود كه فوز و نجات ايشان در بازگشتن دلهاى ايشان است از دنيا سوى خداى . و عمدهء مشغول شدن به خداى دل است . پس ثواب ضعيف آن است كه قدر حاجت خود ذخيره كند ، چنان كه ثواب قوى ترك ذخيره است . و اين همه حكم منفرد است . و معيل به ذخيرهء يك ساله براى عيال از حد توكل بيرون نيايد تا ضعف ايشان را جبرى باشد و دل ايشان را تسكينى . و ذخيرهء بيش از سالى مبطل توكل است ، زيرا كه اسباب به تكرر سالها متكرر شود . پس بيش از آن ذخيره كردن به سبب ضعف دل باشد ، و آن مناقض قوّت توكل بود . چه متوكل عبارت است از موحّد قوى دل ، آراميده نفس به فضل خداى - عز و جل - و واثق به تدبير او ، نه به وجود اسباب ظاهر . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - براى عيال خود قوت سالى ذخيره كرد ، و « 217 » امّ ايمن و غير او را باز داشت از اينكه براى فردا ذخيره كند . و بلال را باز داشت از آن چه كسرهاى طعام « 218 » براى افطار بازداشته بود ، و گفت : أنفق يا بلال و لا تخش من ذى العرش اقلالا ، اى ، نفقة كن اى بلال و مترس از خداوند عرش كه اندك دهد . و او را گفت : إذا سئلت فلا تمنع و إذا أعطيت فلا تخبأ ، اى ، چون از تو بخواهند باز مدار ، و چون تو را بدهند پنهان مكن . پس اقتدا به سيد متوكلان است - صلوات اللّه و سلامه عليه . و كوتاهى اميد او چنان بود كه پس از بول تميم كردى اگر چه آب نزديك بودى ، و گفتى : شايد كه بدان نرسم . و اگر ذخيره كردى توكل كم نشدى ، چه وثوق او به ذخيره نبودى ، و ليكن بگذاشت « 219 » تا اقوياى امت او را تعليمى باشد ، چه اقوياى امت او به اضافت قوّت او ضعيف بودند . و يك ساله براى عيال ذخيره كرد ، نه براى ضعف دل در حق خود و عيال خود ، بلكه براى آن كه سنتى وضع كند براى ضعيفان امت خود . پس اخبار فرمود كه خداى - عز و جل - دوست دارد كه بر خصلتهاى او كار كنند ، چنان كه دوست دارد كه فريضههاى او به جاى آرند ، براى تطييب دل [ 360 ] ضعيفان تا ضعف ايشان را به نوميدى نكشد ، پس آن چه از خير برايشان آسان است بگذارند « 220 » ، بدانچه از نهايت درجات عاجز باشند . چه پيغامبر را - عليه الصلاة و السلام - جز به رحمت براى همهء عالميان نفرستاده بودند ، بر اختلاف أصناف و درجات ايشان . و چون اين دريافتى بدانى كه « ذخيره كردن » باشد كه بعضى را زيان دارد و بعضى را نه . و دليل بر اين آن است كه أبو امامهء باهلى روايت كرد كه يكى از اصحاب صفّه وفات كرد ، او را كفني نبود ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : فتّشوا ثوبه ، اى ، جامهء او را باز جوييد . پس درون إزار او دو دينار يافتند . پيغامبر - عليه السلام - گفت : كيّتان ، اى ، او را دو داغ خواهد بود . و غير او از مسلمانان وفات مىكردند و مالى مىگذاشتند و در حق ايشان اين نمىگفت . و اين ، دو وجه احتمال دارد ، چه حال او محتمل دو حال است :
--> ( 217 ) و حال آن كه . ( 218 ) زبيدى : تكهاى نان ( 9 - 504 ) . ( 219 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 220 ) گذاشتن ، ترك كردن .